X
تبلیغات
رایتل

NURSING 90

خورشید باش که اگر خواستی برکسی نتابی نتوانی .


پدر عاشقی بسوزه

 

قصه عشق یک مرد جوا ن 

  

که اخرش...

من سرم توی کار خودم بود... 

  

بعد یه روز یه نفر رو دیدم ...

 

اون این شکلی بود !

 

  

ما اوقات خوبی با هم داشتیم ...

 

من یه کادو مثل این بهش دادم  

   

وقتی اون هدیه من رو پذیرفت ، من اینجوری شدم!

 

ما تقریبا همه شب ها ، با هم گفت و گو می کردیم ...

 

 

 و این وضع من توی اداره بود...

 

 

وقتی همکارام من و دوستم رو دیدند، 

 اینجوری نگاه می کردند...
 

 و من اینجوری بهشون جواب می دادم ...


 

اما روز والنتاین ، 

 اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه...

 

و من اینجوری بودم  ...
 

بعدش اینجوری شدم... 

 


 

احساس من اینجوری بود ...
 

بعد اینجوری شدم ... 

 

بله ... 

 آخرش به این حال و روز افتادم ...
 

 

پدر عاشقی بسوزه ! 

 

 

[ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ دیانا ]

[ 14 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه