توفانها
در رقصِ عظیمِ تو
به شکوهمندی
نیلبکی مینوازند،
و ترانهی رگهایت
آفتابِ همیشه را طالع میکند.
بگذار چنان از خواب برآیم
که کوچههای شهر
حضورِ مرا دریابند.
دستانت آشتی است
و دوستانی که یاری میدهند
تا دشمنی
از یاد
برده شود.
منم با نظر قبلی کاملا موافقم...از اینهمه تنوع چشام درد گرفت

چه کلاسه فعالی میبینم همتون مطلب میزارین غیره دیانا خب دیانا توام یکم فعالیت کن